کثیف ترین موجودات روی زمین

تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net 

 

            

                    

                                      

 مشخصات فردی:

        نام:آرزویکا

نام خانوادگی:زمانی

میزان تحصیلات:دانشجوی رشته حسابداری-کارشناسی

شغل:کارمندگمرک

سن:۲۲

شهرستان :تبریز

جنسیت :زن

وضعیت تاهل:مجرد

آدرس وبلاگ:www.ilkay20.blogfa.com

خواننده مورد علاقه:مجیدخراطهاوعلی عبدالمالکی واسماعیل یکا

هرچه ازدست میرودبگذاربرود.چیزی که به التماس آلوده باشدنمیخواهم.هرچه باشدحتی زندگی

 

 

عاقلانه انتخاب کن تا عاشقانه زندگـی کنی چون اگر عاشقانه انتخاب کنی عاجزانه زندگـی می کنی

زمان به من آموخت که
دست دادن به معنی رفاقت نیست........
بوسیدن قول ماندن نیست.........
وعشق ورزیدن ضمانت تنها نشدن نیست

 تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت www.WeblogBartar.com تصاویر زیباسازی وبلاگ و سایت

عنوان وبلاگ:کثیف ترین موجودات روی زمین

به نام اوکه دوشکوفه رادریک شاخه جای دادتاشکوفه ای دیگرتنهانماند

به چشمانت بیاموز که هرکسی ارزش دیدن ندارد

 عشق تنها براي يک بار مي ايد و براي تمام عمرش مي ماند عشق همانی بود که به تو ورزيدم حقيقتا همان يک بار حقيقتا همان يک بار و از بس بدان آويختم تا هميشه همه ي زندگي ام با آن بيش خواهد رفت پس برای هميشه عاشقت مي مانم

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com  تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com   تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

من مطالب این وبلاگ راتقدیمد میکنم به بامعرفت ترین

 ومهربانترین فرشته روی زمین که دراین دنیا بیشترازجانم دوستش دارم وهمه زندگی من است.کسی که بایک نگاه شیفته معرفت ومرامش شدم.

تو که میدانی تمام وجودم هستی
این شعر را برای تو نوشتم تا بخوانی و بدانی همه ی زندگی ام هستی
نه قافیه دارد ، نه ردیف ، نه آهنگ دارد نه طنین
اینها همه حرف دلم بود ، همین!

سلام عزیزان*به وبلاگ آرزو یکاخوش آمدید

گول دستهايي كه به طرفتان بازميشوند رانخوريد، اينكه ملاك نيست، سد به اندازه ي آغوشش به درياخيانت ميكند!

موضوع وبلاگ من در مورد افرادی هست که در زندگی با احساسات جوانان ما بازی می کنند.بیشترآمار خودکشی جوانان ما در رابطه با همین موضوعی است که میخواهم راجع بهش صحبت کنم.من درزندگی خیلی پیش آمده که دیده ام پسرهایی بوده اندکه به قصدازدواج دختران بیچاره را فریب داده اند ودامن آنها را لکه دار کرده اند وآنها مجبور شده اند که به زندگی خود خاتمه بدهند .به نظرشما چکار باید می کردند ازآنها شکایت می کردند آیا قانون جلوی همچین آدمهای کثیفی رامیگرفت.جوانان ما چه گناهی دارند که باید چوب هوسهای  بی جای آنها را  بخورند.بسیاری از زنانی که شوهر دارند فریب این روباههای مکار را می خورند من نمیگم که این زنها کار خوبی می کنند چون خیانت به شوهر تودنیازشت ترین گناهه  ودر آخرت هم از گناهان کبیره است ولی چون بیشتر زن ومردها در زندگی مشکل دارندوتحت فشارخانواده ها نمیتوانند از هم جداشوندوفقط همدیگرراتحمل میکنندوقتی کسی را میبینندکه کوچکترین محبتی به آنها میکندشیفته محبت ظاهری آنها میشودواین آغاز همان بدبختی هست که میگویم وبه خاطر همین این سگهای خیابونی باچرب زبانی ومحبت الکی وظاهری وارد زندگی مردم میشوند وزندگی آنها رانابودمیکنند.من خودم زنی رامیشناسم که به خاطریک پسرقیدخانواده ودوفرزندش را زد ودرپی یک عشق وعاشقی پرشور قید شوهروفرزندانش را زد وبالاخره با همان پسر ازدواج کرد ودورادور شنیده ام که اصلا زندگی خوبی ندارند واز آن پسرصاحب یک فرزندهم شده .به نظر شما بچه های ماچه گناهی دارند که این چنین سخت مجازات می شوند.برخی از پسرها از قرآن وخدایمان سوءاستفاده می کنند وباقسم خوردن الکی به قرآن دختران بیچاره رافریب می دهند وبا نیت اینکه قصدازدواج دارند از آنها سوءاستفاده میکنند.این پسرها ومردها اگه یک لحضه به ناموس خودفکرکنند هیچ موقع بازندگی مردم این چنین بازی نمی کنند چه طور به محض اینکه مادر وخواهر ویا زنانشان را با یک مردغریبه می بینند تحمل دیدن همچین صحنه ای را در زندگی ندارند ودرجا آنها را می کشند واگر یک لحظه هم آنهابه این فکر بیفتند که این دختران بیچاره هم پدروبرادر وشوهردارند واینها هم ناموس یک مرددیگه هستند درزندگی هیچ وقت همچین کارزشتی رادررابطه باجوانان ما نمیکنند.توصیه من به همه خانمها این است که مواظب این گرگهای وحشی باشند وگول حرفهای فریبنده وظاهر ی آنها رانخورند.ونگذارنداین کثافتهاماراطعمه خودقراردهند وبتواننداز ماسوءاستفاده کنندزیرا اگر کسی قصدازدواج با کسی را داشته باشد از راه قانونی وبا درجریان گذاشتن خانواده ها اقدام به این کارمیکند وهرگز  ازدواجی که قبلا بانیت فریب وسوءاستفاده شروع شده باشد دوام چندانی نخواهد داشت به همین علت است که درکشورما آمارطلاق نسبت به کشورهای دیگه بالا تر است.به نظرمن کثیف ترین موجودات روی زمین پسرهاومردهائی هستندکه به خاطرهوسهایشان با احساسات دختران مابازی می کنند ودامن سفیدآنهارابه سیاهی می کشانندومن مطمئن هستم که آنها بالاخره درآینده تقاص کارهای زشتشان را پس میدهندچون چوب خداصداندارد  *منتظرنظرات وانتقادات شما عزیزان در رابطه با وبلاگ خودم می باشم.دوستتون دارم*آرزو یکا

مردی نزد روانپزشک رفت و از غمی که در سینه داشت سخن گفت. روان پزشک پاسخ داد : در شهر دلقکی ست که مردم را میخنداند و شاد میکند نزد او برو تا غم خود را فراموش کنی ، مرد لبخند تلخی زد و گفت : من همان دلقکم!!!

خداوصیت منو گوش بده ناممو بخون شایددیگه من نباشم مواظب عشقم بمون .میسپارمش بهت میرم تموم تاروپودمو یه وقت نیاد برنجونی کسل کنی وجودشو .خدایه وقت کسی نیاد بدزده قلب سادشو.کسی نیاد توزندگیش بشینه زیر سایشو بهش بگه دوستش دارم.خیلی بده زمونمون**خداسپردمش بهت مواظب عشقم بمون**

 

از هـــَرچــه مــیتــرســیــدَم ســَرم آمــَد

کـــآش تـــو هـــَم / تــَرســـنآک / بـــودی!!!!...

 

این روزها جای خالی ” تـو ” را با عروسکی پر می کنم همانند توست مرا ” دوست ندارد ” احساس ندارد ! اما هر چه هست ” دل شـکـســتـن ” بلد نیست

 

مرده متحرک ازسری ماجراهای واقعیه آرزویکا

احساس میکنم کم کم دارم ازجنس سنگ میشوم.احساس میکنم مرده متحرک هستم.احساس میکنم دنیا وآدماش برایم هیچ گونه ارزشی ندارم.ازهمه بدم می آیدمخصوصاازخودم.۲سال پیش عاشق شدم.عاشق کسی که حاضربودم به خاطرش از جونم هم بگذرم.اوهم عاشق من شده بودمابدون هم نمیتوانستیم نفس بکشیم.همه کارهایم بایدمطابق میل اوانجام میشد.خیلی دوستش داشتم.تازه آشناشده بودیم که یک روز در دانشگاه ودرکلاس درس صنعتی.اوبه من اسمس زدکه خیلی دروغ گوئی وهرگز نمیبخشمت دنیاروی سرم خراب شد.من وقتی این اسمس رودیدم به سرعت وبدون اجازه استاد از کلاس خارج شدم ودردانشگاه ودرسالن جلوی چشم دانشجویان زدم زیرگریه تعدادی از دانشجوهادورم جمع شدند ودرخواست کمک کردند .فکرمیکردنداتفاقی برای خانواده ام افتاده.من باچشمان گریان برگشتم کلاس تا کیفم رابردارم ودانشگاه روترک کنم همکلاسهای پسر به طرز عجیبی نگاهم میکردند.آن روزبااوقرارملاقات داشتم .به اوزنگ زدم ودریکی ازکلاسهای خالی زدم زیرگریه وگفتم که میخواهم به خانه بروم اما اودرکمال آرامش گفت که باتوشوخی کردم وفقط میخواستم میزان عشق وعلاقه ات نسبت به خودم رابسنجم.آن روزیکی ازآشنایان من رادر حال گریه دردانشگاه دیده بودوبه من زنگ میزد ومی گفت باورنمیکنم که این توباشی.من تا الان فکر میکردم که تودل نداری وازجنس سنگی.وفکرنمیکردم که اینقدرضعیف باشی که درمقابل یک پسراین چنین کم بیاری.خداآخروعاقبت این عشق آتشین رابه خیربگذراند.من آدم مغروری بودم که درسخت ترین شرایط هم گریه نمیکردم .وکمتر احساسم رادر مورد مشکلات زندگی بروز میدادم.چه برسدبه این که عاشق بشم من وعشق؟اوبه من مدام ابراز عشق وعلاقه میکرد واگه من نباشم اونمیتواندنفس بکشد ومیمیرد.ماه محرم بود اودرایام محرم ماشینش راسرکوچه نگه میداشت وباخانواده اش میادمد وبه مراسم سوگواری نگاه میکردند.درماه محرم بودکه قسم خورد وبهم قول از دواج داد .اوقسم خورد که اگر بامن ازدواج نکند ابوالفضل وامام حسین به کمرش بزنندهزاربارهم دستش رابه قرآن زد که نیت من فقط از دواج است نه چیز دیگه.من هم گفتم  اگربه وعده ات عمل نکنی طرف حسابت خداوقرآن باشه.من هم ازخداخواسته بودم که اگه روپیشونی من واوجدایی نوشته من رابکشد.نزدیکیهای عیدبودکه قراربودمن واوبا هم ازدواج کنیم.ولی ازاوخبری نشد.یکدفعه غیبش زد.زنگ زدم جواب نداد.وقتی تحقیق کردم فهمیدم به تازگی ازدواج کرده .دنیا روی سرم خراب شد دیگرنمیخواستم زنده بمانم.آن روز زانویم رازمین زدم وباصدای بلندگریه کردم.میخواستم خودم رابکشم اماترس ازخدامانع از این کارشدآخه من درهمه کارهایم خدارادرنظرمیگیرم.وقتی برای اولین باراورابازنش دیدم درخیابان گریه کردم.تایک ماه من ازتختم بلند نمیشدم وازاتاقم خارج نمیشدم.عیداون سال بدترین عید من درهمه عمرم بودلحضه تحویل سال که نصف شب بود من درحیاط نشستم وزار زارگریه کردم به سختی فراموشش کردم..اورفت دوسال از رفتنش گذشته  هنوزسالم وسرحال دارد بازن وبچه اش زندگی میکند .اورفت ولی اعتقادات من راباخودش برد.اومن رانسبت به خداوقرآن وابوالفضل سرد کرد.بیشترازمن خواهرم باورش نمیشد که یک عشق آتشین به جدایی ختم بشه.اوبارفتن خودش همه چیز من راباخودبرد.قلبم.احساسم.روحم.من دیگرباهیچ یک ازاعضای خانواده ودوستان نمیتوانم رابطه عاطفی ودوستانه ای برقرارکنم.من مرده ام مرده متحرک.من دیگرنمیتوانم عاشق شوم.من دیگر نمیتوانم کسیرودوست داشته باشم.من دیگرنمیتوانم به کسی اعتمادپیداکنم.ازخودم از همه آدمهای دوروبرم بدم میاید.اوتنها خودش نرفت بی معرفت خیلی چیزهای من راباخودش بردازجمله احساس علاقه.اعتماد.خیلی موقعیت های خوب زندگیم را به خاطر اوازدست دادم.ازجمله ازدواج وفرصت شغلی خوب.من اون ترم به خاطراومشروط زیر ده شدم.اومن راتبدیل به کوه یخ کرد.وقتی ناراحت میشوم همه اطرافیانم میگوینددل تواز سنگ است مگه تودلی هم برای ناراحت شدن داری.بعداز۲سال اوبرای خودش شرکت راه اندازی کرده.وقتی میبینم اوتقاص کارهایش راپس نداده  ووضعش روزبه روزبهترمیشوداعتقادم راکلاازدست میدهم.چون میگویم قرآن بااو چه کرد که بامن چه بکند.من زمانی آرام میشوم که خداتقاص ظلمی راکه درحق من کرده را پس بدهد.راستی چندوقته پیش دوستم  میگفت که پسراون ازپشت بوم افتاده وحالش خیلی بده ومن بهش گفتم هرجاکه دیدی دلت شکست آه منه ....ودوستم ناراحت شد وگفت بچه اون چه گناهی داره ومن گفتم بالاخره باید چوب کاراشواز یه جایی بخوره.

                                                                          

                                                     زنده ام فقط به امیددیدن این روز*آرزو*

 

یکی رادوست میداشتم

ولی دادگاه زندگی مرامحکوم به جدائی کرد

میخواستم برای ازدست دادنش

اشک بریزم ولی تمام اشکهایم را

برای به دست آوردنش ریخته بودم.

ازخدامیخواهم توان این را

به من بدهد که یک بارفریادبکشم وبگم

نامرددددددددددددددددددددددددددددددد

گآهـے دِلَـتـــ از سنـــ و سالتــ مےگيرد ميخواهے کودکـــ باشے کودکے بهـ هر بهانهـ اي بهـ آغوشـِـ غَمخوارے پناهـ مے بَرَد وآسودهـ اَشکــــ مے ريزد بُــزُرگــــ کهـ باشے بايَد بغض هآے زيادے را بـےصدآ دفن کنے ... **********

 



 

  

 

همیشه دوست داشتم ابر باشم

چون ابر انقدر شهامت داره که هر وقت دلش میگیره

جلوی همه گریه کنه

                   



سلام دوستای گلم دیرپوزکنکورارشد سراسری دادم  دعاکنید قبول شم.بذارفقط یه اتفاق خوب هم توسال 92 واسم بیفته.لعنت به سال 92 که همه چیمو ازم گرفت

قیامت بی حسین غوغا نداره                                      شفاعت بی حسین معنا نداره


حسینی باش که درمحشر نگویند                                 چراپرونده ات امضا نداره

سلام دوستای عزیزم. فرارسیدن ماه محرم رو به تمامی شیعیان عزیز علی الخصوص

شما دوستای گلم تسلیت عرض میکنم

یک  خبر نسبتا خوب


امروز برای ارشد دانشگاه سراسری ثبت نام کردم دعا کنید قبول بشم تا

برای همیشه ازاین شهر برم.راستی دوستتون دارم

4روزبه یادماندنی بامجید خراطهادرماکو

یک روزبه یاد ماندنی با مجید خراطها

پوستر جدید مجید خراطها 

۲۳ و۲۴ و۲۵و۲۶ مهر مجید خراطها به شهرمان ماکو آمده بود.الهی قربونش برم من

دوستای گلم یادتونه میگفتم انشاالله روزی برسه که مجید خراطها وعبدالمالکی روبتونم ازنزدیک ببینم.من امسال قسمت شد هردوتاشو از نزدیک ببینم.عبدالمالکی راتو تهران دیدم رفته بودم کنسرتش 6شهریور ومجید خراطهارو توماکو دیدم حیف که موفق نشدم باهاشون عکس بندازم.عبدالمالکیرو نمیدونم ولی خراطها خیلی مغروره اصلا از خانما خوشش نمیاد.بیچاره اونم مثل من شکست خورده حق داره که به زنا رونده.الهی من فداش بشم هم خوشتیپه هم صدای بسیار خوبی داره.انشاالله بعد ازمحرم که میاد ماکو من بتونم باهاش عکس بندازم.یه شاخه گل سرخ نیز بهش دادم.من باترانه های مجید زندگی کردم که شاید اگه اون نبود تا الان دیوونه شده بودم همین الانم دارم ترانه اش را گوش میدم به نام حلقه واقعا محشره.مجید جان دوستت دارم.همونی هستم که شال سفید سرکرده بودم توماکو

آخردنیا.تقدیم به فرزام سنگدلم

 

 
دیشب بدترین شب زندگیم بودتوعمرم کسی روکه دیوانه واردوستش داشتم ازم جداشد ومنوبرای همیشه تنها کذاشت ازدیشب تاحالا یکسره گریه میکنم.امشب صبح که به شرکت اومدم ازبدشانسی من ر ئیس شرکت زود اومد ووقتی دیدمن عین بچه ها گریه میکنم هرکاری کردکه آروم بشم نشدم بعدش همکارم اومد وواسم مرخصی نوشتن ومن نرفتم خونه چون خونه وضعیتش ازاینجا بدتره  شب برای اولین بارقرص خواب خوردم پتوم ولباسام خیسه اشک بود چقدرپستن این مردا به خاطرمنافع خودشون بااخساسات مردم بازی میکنن.خدایا من الان چطوری بدون فرزام زندگی کنم خودت کردی وخودتم بگو چراهمه چیزای خوبمو میگیری من که گفتم ازهرچی مایه میذاری بذار ولی از فرزامم نه الان من چیکارکنم.دست از سرم وردار خدایا ولم کن لعنت به این دنیات که ماروموش آزمایشگاهی کردی.همه چیمونو ازمون میگیری بعدش حق خودکشی رو هم ازمون میگیری.از دنیات وآ|دمات بدم میاد زودباش فرزامموبهم برگردون یه چیز دیگرو ازم بگیر بااین کارت آیندموتباه کردی .

27روزبعد


الان 27 روزه که من وفرزام ازهم جدا شدیم.این جدایی تاثیر بدی تو روح وروانم گذاشته آخه من فرزامو خیلی دوست داشتم ودارم باچشمام عاشقش شدم واز ته وجودم دوستش دارم.زندگی بدون فرزام یعنی مرگ . اعتراف میکنم فرزام اولین نفری است که اینقدردیوانه وار دوستش دارم به قرآن قسم اگه میگفت از جونت بگذریک لحظه هم تردید نمیکردم.وقتی ازم جداشد من نابود شدم ازکارم استعفا دادم.واسه سراسری درس میخوندم نخوندم.تحت نظرمتخصص اعصاب وروان شدم .توخونه باهیچ کس صحبت نمیکنم.ازساعت 9میخوابم خیلی بداخلاق وعصبی شدم.تنها خواهرم درد منومیفهمید اونقدرنصیحتم کرد اما من فقط فرزامو میخواسم.من هرروزدارم میمیرم وزنده میشم.این مردا چقدر بی وجدان هستن خداروشکربه هیچ کدومشون رو نمیدم لیاقت ندارن.من فرزامو اونقدر دوست دارم که نتونستم نفرینش کنم ولی نمیبخشمش اون مدیون منه.هراتفاق بدی تو زندگیم بیفته همش تقصیر فرزامه.من گناهی نداشتم فقط تنها گناهم این بود که عاشقش بودم.اون زندگی من بود فرزام بهم انرژی میداد با وجود اون میتونستم پیشرفت کنم.من آدم هرزه ای نیستم باهرکس رفاقت کنم وهرکسی رودوست داشته باشم.من به ندرت باکسی دوستی میکنم.واقعابعضی آدما خیلی بی وجدان هستن وقتی ازم خوشت نمیاد چرا این قدرمنو وابسته خودت کردی گناه من چیه دام تاوان کدام اشتباهمو پس میدم.من به خدا گفتم اگه قراره کور هم بشم کورم کن ولی من را از فرزام جدانکن تمام دارایی من توزندگیم فرزامه .خدایا ازت متنفرم که این قدر خودخواهی.امسال بهترین چیزمو از دست دادم.به خاطره سکته پدرم تا این حد ناراحت نشدم که به خاطر ازدست دادن عشقم ناراحت شدم.تا چند ماه دیگه واسه همیشه از ایران میرم من یه موجود اضافی هستم تواینجا.بذاربارفتن من وجدان بعضیا آروم بگیره. بعداز جدایی از فرزام وقتی از سرکارمیام خونه میخوابم نصف شب بیدار میشم تو رختخوابم میشینم ودستامو میذارم روسرم ودلم فرزامو میخواد چند روز پیش به خاطریه کاری مجبوربودم برم محل کارش وقتی دیدمش همه تنم میلرزید وقتی کارم تموم شد اون داشت راجبه نامه ای که امضا کرده بود صحبت میکرد ومن چشمام پراز اشک شده بود وقتی ازمحل کارش اومدم بیرون تا رسیدن به خونه گریه کردم راننده داشت منو باتعجب نگاه میکرد اما هیچی واسم مهم نبود.چقدردلم میخواست بغلش کنم بوش همه اتاقو پرکرده بود چقدر دلم میخواست دستشو باز کنه وبگه بیا بغلم اما این اتفاق نیفتاد امسال سال از دست دادن منه از دست دادن چیزایی که حاضر نبودم با دنیا عوضشون کنم از دست دادن چیزایی که حاضربودم جونمو به خاطرشون بدم.انگار خدا عهد کرده همه چیزای خوبمو امسال ازم بگیره الان عکس فرزامو جلوم گذاشتم دارم نگاش میکنم چقدر دوست داشتنیه ازخدامیخوام دوباره باهم آشتی کنیم آخه هیچ کس تودنیا فرزامم نمیشه آخه اون عروسک نازمه جوجوی منه.منم پیشیه اونم.فرزام جان دیداربه قیامت.اگه وجودمن مایه آزارته باشه اززندگیت میرم بیرون دیداربه قیامت
دوستای گلم نظریادتون نره.درضمن یه خورده اوضاع روحیم خوب نیست نمیتونم زیاد
به وبلاگم سربزنم.واقعاببخشید

33روزبعد16/8/92

امروز من وفرامم 33 روزه که ازهم جداشدیم.امروزبرای کاری که باید میرفتم

 رفتم محل کارش.دست فرزاممو گرفتم دستشو خواستم بگیرم اما اون

 دستشو قایم کرد گفتم دلم برات تنگ شده اما گفت منم همینطور ولی

نمیخوام بیشتر از این اذیت بشی. ولی نمیدونه که نبودنه اون مایه عذابمه


 .هیچ وقت بهش خیانت نمیکنم. وقتی از محل کارش اومدم بیرون حسابی گریه کردم

 .خداحافظ آخرین عشقم .
 
160 روزبعد یعنی 5ماه و10 روز  24/11/92
 
هنوزم که هنوزه بایاد وخاطرات فرزامم زندگی میکنم خیلی پیشنهادهای زیادی درمورد دوستی وحتی ازدواج داشتم که به همشون جواب رد دادم.بعدازجدایی ازفرزام کلا روحیمو از دست دادم خواهرم که درتبریز زندگی میکنه بعد ازچند ماه که اومد خونه ما گفت ازلحاظ اخلاقی 180 درجه عوض شدم.کارم کشید به قرص اعصاب والان هم  کم کم قلبم درد میکنه  وشبا بیدارمیشم وتو تختخوابم میشینم واقعا فرزام درحق من خیلی نامردی کرد نمیدونستم محبت زیادی هم جدایی میاره

بت

این منم!

نه مهربانم نه عاشق نه محتاج نگاهی ...فراری از دختران و پسران حسود ،نامرد و خیانتکار

من فقط برای خودم هستم... خوده خودم... صبورم و عجول،سنگین ،سرگردان،مغرور ،قانع

با یه پیچیدگی ساده و مقداری بی حوصلگی زیاد....


فقط به تو میگویم .. اره تو!!! نگاه کن...

برای دل شکستن مردم راهت را بگیر و برو حوالی من
توقف ممنوع است.

 

از آدمها بت نسازید ... این خیانت است ...هم به خودتان ... هم به خودشان
خدایی می شوند که خدایی کردن نمی دانند....
و شما در آخر می شوید سر تا پای کافر خدای خود ساخته ...
 
 
گاهی اوقات باید
بگذری و
بگذاری و
بروی ...

وقتی می مانی و تحمل می کنی ،
از خودت یک احمق می سازی!

ارتباط باخدا

گفتم : خدایا سوالی دارم

 

گفت : بپرس

 

پرسیدم چرا وقتی شادم همه با من می خندند

 

ولی وقتی ناراحتم کسی با من نمی گرید ؟

 

گفت : شادی ها را برای جمع کردن دوست آفریده ام

 

 ولی غم را برای انتخاب بهترین دوست ...

 


جدا کننده متن, جدا کننده متن جدید, جدا کننده متن زیبا, انواع جدا کننده متن, عکس جدا کننده متن

پسر به دختر : اعتمادتو به من ثابت کن

همان لحظه دختر خود را عریان و لخت مادر زاد کرد

دختر به پسر : حال تو اعتمادتو به من ثابت کن 

پسر تمام لباس هایش را تنش کرد


یادمان باشد وقتی میگوییم تا آخرش هسیتم ، آخرش بستن کمربندمان نباشد

عکس بسیارجالب اسماعیل یکا

 

 

اعدام

ﺣﮑــــﻢ ﺍﻋــﺪﺍﻡ ﺑﻮﺩ......
ﺍﻋﺪﺍﻣـــﻲ ﻟــﺤﻈﻪ ﺍﻱ ﻣـــﮑﺚ ﮐــﺮﺩ ﻭ
ﺑـــﻮﺳﻪ ﺍﻱ ﺑﺮ ﻃﻨــﺎﺏ ﺩﺍﺭ ﺯﺩ

ﺩﺍﺩﺳــﺘﺎﻥ ﮔﻔﺖ:

ﺻـــﺒﺮ ﮐﻨﻴﺪ...
ﺁﻗــﺎﻱ ﺯﻧــــﺪﺍﻧــﻲ ﺍﻳﻦ
ﭼــــﻪ ﮐـــﺎﺭﻳﺴﺖ...؟!؟!؟؟
ﺯﻧــﺪﺍﻧﻲ ﺧـــﻨﺪﻩ ﺍﻱ ﮐــﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ:

ﺑﻴﭽـــﺎﺭﻩ ﻃـــﻨﺎﺏ ﻧــﻤﻴﺰﺍﺭﻩ ﺯﻣـــﻴﻦ
ﺑﻴﻔﺘﻢ ،
ﻭﻟﻲ ﺁﺩﻡ ﻫﺎ!!!!!

ﺑﺪﺟـــﻮﺭ ﺯﻣــﻴﻨــﻢ ﺯﺩﻥ...
نامردی اگه بخونی و کامنت نذاری و ادم نکنی

 

زیارت حج قبول


دل خوش از آنیم که حج میرویم

غافل از آنیم که کج میرویم

کعبه به دیدار خدا میرویم

او که همین جاست کجا میرویم

حج بخدا جز به دل پاک نیست

شستن غم از دل غمناک نیست.

آرزوجان تولدت مبارک

نایت اسکین

نایت اسکین

سلام دوستای عزیزم امروز روز تولد منه.اومدم سایت دانشگاه

 نمره هامو چک کنم که نوشته بود دانشجوی عزیز تولدت مبارک

 به خداخیلی خوشحال شدم..ازطرف دیگه گوشیمو روشن کردم واس ام اس

 اومده بود که مشترک گرامی تولدتان مبارک.وازطرف بانک انصارهم پیام تبریک اومده بود.بازهمراه اول وسایت

 دانشگاه وبانک انصارکه هیچ وقت تولد منو فراموش نمیکنن*بقیه که

 فراموش کردن*تولدم مبارک*ازطرف خودم که هیچ وقت تولدمو فراموش نمیکنم 

شوخی بسیارساده


2c162982c7fb7e0b276231dbeb3b42a8-425
روز اول گل سرخی برایم آوردی و گفتی: برای همیشه دوستت دارم.

روز دوم گل زردی برایم آوردی و گقتی: دیگه دوستت ندارم.

حالا بعد از چند وقت دسته گل سفیدی را برایم آوردی و گذاشتی و گفت: ببخشید فقط یه شوخی ساده بود.

در حالی که من بخاطر این شوخی ساده ی تو به سادگی جون دادم

ساخت چین

.

 

همسرآینده وکم توقع

همسر آینده ام :
 
می توانی خوشحال باشی، چون من دختر کم توقعی هستم !
 
اگر می گویم باید تحصیلکرده باشی،
فقط به خاطر این است که بتوانی خیال کنی بیشتر از من می فهمی ...!
 
اگر می گویم باید خوش قیافه باشی، فقط به خاطر این است که همه با دیدن ما بگویند”داماد سر است!” و تو اعتماد به نفست هی بالاتر برود !
 
اگر می گویم باید ماشین بزرگ و با تجهیزات کامل داشته باشی، فقط به این خاطر است که وقتی هر سال به مسافرت دور ایران می رویم توی ماشین خودمان بخوابیم و بی خود پول هتل ندهیم !
 
اگر از تو خانه می خواهم، به خاطر این است که خود را در خانه ای به تو بسپارم که تا آخر عمر در و دیوارآن، خاطره اش را برایم حفظ کنند و هرگوشه اش یادآور تو و آن شب باشد !
 
اگر عروسی آن چنانی می خواهم، فقط به خاطر این است که فرصتی به تو داده باشم تا بتوانی به من نشان بدهی چقدر مرا دوست داری و چقدر منتظر شب عروسیمان بوده ای !
 
اگر دوست دارم ویلای اختصاصی کنار دریا داشته باشی، فقط به خاطر این است که از عشق بازی کنار دریا خوشم می آید… جلوی چشم همه هم که نمی‌شود !
 
اگر می گویم هرسال برویم یک کشور را ببینیم، فقط به خاطر این است که سالها دلم می خواست جواب این سوال را بدانم که آیا واقعا "به هرکجا که روی آسمان همین رنگ است”؟! اگر تو به من کمک نکنی تا جواب سوالاتم را پیدا کنم، پس چه کسی کمکم کند؟
 
اگر از تو توقع دیگری ندارم، به خاطر این است که به تو ثابت کنم چقدر برایم عزیزی !
و بالاخره….
 
اگر جهیزیه چندانی با خودم نمی آورم، فقط به خاطر این است که به من ثابت شود تو مرا بدون جهیزیه سنگین هم دوست داری وعشقمان فارغ ازرنگ و ریای مادیات است !

وصیت نامه آرزویکا

این روزها همـــه آدمها درد دارند ؛

 درد پول . . . درد عشـــق . . . درد تنهائی . . .

 این روزها چقــــدر یادمان می رود زندگی کنیم

من زن هستم و تو مرد ..
اما ....
نگران نباش به کسی نخواهم گفت ؛

که در پس مشکلات و درد هایی که تو برایم ساختی و تحمل کردم ،در پسنامردی و نامهربانی که دیدم و دم نزدم !
 

در پس بی معرفتی هایی که دیدم و معرفت به خرج دادم ....
در پس خيانتهايي كه ديدم و سكوت كردم ...
من " مــــــــــــــ ــــــــــــــ ـ ــــرد " تر بودم.......
نه تو

آنقدر پیش این و آن از خوبــــــــی هایش گفتم
که وقتی سراغش را می گیرند شرم

 دارم بگویم تنهایــــــــم

گذاشت..

 

یکی "بهتر از من"پیدا کرد!!


در حالی که"به صد تا بهتر از او"
 


گفتم:"یکی" دارم....!!

دارم جایی زندگی میکنم که هرزگی مد ،بی آبرویی کلاس،مستی و دود

 تفریح،دزد بودن و لاشخوری و گرگ بودن رمز موفقیت…


وقتی ب اینا فکر میکنم میبینم جهنم همچین جای بدی نیست
.

خارپشتی شده ام که تیغهایش دنیای امنی برایش ساخته

 اما حسرت نوازشی عاشقانه تا ابد بر دلش مانده

 


اسماعیل یکا

چه حــس قشنگـــــیه... وقتی خرد و داغونـــی...یكی با تمام وجود بپره و بغلت کنه ..! و بگـــه : مگه من مردم عشقــم...!! ♥
 

مجازی

 

 مجازی هستیم اما دلمان

 

 مجازی نیست


میشکند


حواست به تایپ کردنت باشد

آوار


چشامو بستمو ، تا باز کردم دیدم دنیا داره ،
آوار میشه

مثه کابوس میمونه ، ببینی زمین خوابه یهو ،
بیدار
میشه

یکی با
بغض ، دنباله یکی بود یکی اشک
چشاشو پاک میکرد

یه دختر بچه تو گوشه ی
کوچه عروسکهاشو مُرده ، خاک
میکرد

خونه خرابم اما ،
آباد میشم از نو پر از سکوتم اما ، فریاد
میشم از نو

تازه فهمیدم بخدا!

تازه فهمیدم بخدا!

 

تازه فهمیدم چرا پشت سر مرده ها آب نمی ریزندچون این دنیا ارزش برگشتن ندارد . . . ...
 

سلام دوستای عزیزم عیدشمامبارک امیدوارم سال خوبی داشته باشید


اگه یه روز بهت گفتند 1000 نفر دوستت داره،بدون اولیش منم.
اگه یه روز بهت گفتند 100 نفر دوستت داره،بدون اولیش منم.
اگه یه روز بهت گفتند 10 نفر دوستت داره،بدون اولیش منم.
اگه یه روز بهت گفتند 1 نفر دوستت داره،بدون اون یه نفر منم.
اگه یه روز بهت گفتند کسی دوستت نداره،بدون من مردم!!!
 

خدایا قبول كن حق با شیطان بود!!!!!!آدمهایت قابل پرستش نبودند..... 
 
امیدجان عزیزم  حداقل آدرس وبتومینوشتی بلکه ماهم بهت سربزنیم *بانظراتتم کاملا
 
موافقم*دفه دیگه که اومدی حتماآدرس وبتوهم ثبت کن ماهم ازت انتقادکنیم
 

چک نویس

 ــ ـو را دوســـت می دارم ...
 تـ ــ ـو را دوســـت می دارم ...چهـ فرق میکـــُند چرا ؟!یا از چهـ وقتــــ !یا چطور شــد که ...!چهـ فرق میکـــند ؟!وقتی تـ ــ ـو باید باور کـــنی ...کهـ نمی کنـــــی !و مَـ ن بایـــد فراموش کـــــنم ...کهـ نمیکنــــــــم !!! ...
 
ازخدامیپرسند چرا اول مرد را آفریدی بعدزن؟خدا گفت شماهم اگربخواهیدچیز قشنگی بنویسید اول چک نویس میکنیدبعدپاک نویس!به افتخارهمه خانم ها!

 

خانه تکانی

لیست خانه تکانی و کارهای منزل برای سال نو :
1- پاک کردن گذشته
2- دور ریختن کینه
3- شستن منفیهای ذهن
4- جمع کردن تمرکز
5- کاشتن تعادل و پاکی که زیبا ترین گل دنیاست
6- سبز کردن مهر
7-خریدن شادی
خــــــــــــــــــــــــــــــــــانه تکانـــــــــــــــی دلت مبـــــــــــــــــــــارک ♥

بغل

میگـمــ خُــداحــافـظ

کـه تــو چشـم تــَر کُنــی و بگــــی:

کُجــــــآ؟ مگـــه دسـتــِ خـــودتــهـ ایــن اومــدن و رفتــن؟

کــه سفــت بغلــمــ کنــی و بـــگی:

هیــچ رفتـــنی در کـــار نیســتــ

همیـــن جــــآ "بـه دِلـتـــ اِشـــاره کُنــی" جـــاتــه تـــا همیشــه

آخــرِ سـرش محکــمــ بگی: شیــر فهــم شـد؟؟

و مَن، دل ضعفــه بگیــرمـ از ایــن همــه عــاشقـــانـه هـــای ِ مُحکَمِــت
 

بآورتـــ بِشَود یآ نـﮧ

روزﮮ مـﮯ رسُد کـﮧ دِلَتــ برآﮮ هیچ کَس؛

بـﮧ اَندآزه ﮮ مَـטּ تَنگــ نَـפֿوآهَد شُد

برآی نِگآه کَردَنمـــ

כֿـَندیدنمـــ

اَذیتـــ کردَنمــــ

برآی تَمآم لَحظآتـﮯ کـﮧ دَر کـ ـنارَم دآشتی

روزﮮ خوآهد رسید کـﮧ در حَسرَت تِکرآر دوبآره مَـטּ خوآهـﮯ بود

می دآنم روزﮮ کـﮧ نبآشَم "هیچکَس تکرآر مـטּ نخوآهد شُد

من دیوانه نیستم

من دیوانه نیستم!

 

فقط کمی تنهایم!

 

همین!

 

چرا نگاه می کنی؟

 

تنها ندیده ای؟؟

سرقبر

 

سر خاک من...!!
اونی که بیشتر اذیتم کرد بیشتر گریه میکنه...!!
اونی که نخواست ما رو بالاخره میاد دیدن جسدم...!!
اونی که حتی نیومد تولدم زیر تابوتمو گرفته...!!
اونی که سلام نمیکرد میاد برا خدافظی...!!
عجب روزیه اون روز...!!
حیف كه اون موقع خودم نیستم...!!

 
بر سنگ قبرم بنویسید خسته بود

اهل زمین نبود، نمازش شکسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید شیشه بود

تنها از این نظر که سراپا شکسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید پاک و بی گناه بود

چشمان او دائما از اشک شسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید این درخت

عمری برای هر تبر و تیشه دسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید کل عمر را

پشت دری که باز نمی شد نشسته بود...

بر سنگ قبرم بنویسید روزها

در انتظار عشقش نشسته بود...

اینم چندتاعکس ازاسماعیل خوشگلم

 

            

 

                  

 

 

                          

اینورکوه


چه میدانستم اینورکوه بایدبرای ثروت حرام خورد، برای عشق خیانت کرد،برای خوب دیده شدن دیگری رابد نشان داد، وقتی هم باتمام سادگی دلیلش رامیپرسم میگویندازپشت کوه آمده.
ترجیح میدهم به پشت کوه برگردم  وتنهادغدغه ام سالم برگرداندن گوسفندان ازدست گرگهاباشدتااینکه اینورکوه باشم وگرگ."استادبهمن بیگی"

 

 

 
 
 

دخترهای خوب مثل سیب های روی درخت هستند…بهترین هایشان در بالاترین نقطه درخت قرار دارند!پسرها نمی خواهند به بهترین ها برسند چون می ترسند سقوط کنند و زخمی بشوند، بنابراین به سیب های پوسیده روی زمین که خوب نیستند اما به دست آوردنشان آسان است اکتفا می کنند…سیب های بالای درخت فکر می کنند مشکل از آنهاست در حالی که آنها فوق العاده اند . …. آنها فقط باید منتظر آمدن پسری بمانند که آن قدر شجاع باشد که بتواند از درخت بالا بیاید!!!

 
 
شرابی که مزه اش لب های تو باشد، شرابیست که مرا مست میکند ...
 
 

شکستی و نشکستم،


شکستی و نشکستم، بُریدی و نبریدم
اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم
کی ام، شکوفه اشکی که در هوای تو هر شب
ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم
مرا نصیب غم آمد، به شادی همه عالم
چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم
چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم
بجز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم
نبود از تو گریزی چنین که بار غم دل
ز دست شکوه گرفتم، بدوش ناله کشیدم
جوانی ام به سمند شتاب می شد و از پی
چو گرد در قدم او، دویدم و نرسیدم
به روی بخت ز دیده، ز چهر عمر به گردون
گهی چو اشک نشستم، گهی چو رنگ پریدم