این گل تقدیم به آقای عبدالمالکی وآقای خراطها.دوستشون دارم.انشاالله یه روزی بتونم ازنزدیک باهاشون ملا

دوستای عزیزم من عاشق صدا و ترانه های عبدالمالکی وخراطها هستم هرکجا این دوتارودیدین سلام منو بهشون برسونید وبهشون بگید ماایرونیابه وجودشون افتخار میکنیم واقعاکه لنگه ندارند.دوستشون دارم

این گل هم ازطرف من تقدیم به مجیدجون وعلی جون

 

ای کاش گفته بودی…

 

ای کاش گفته بودی که عاشق دیگری شده ای


من خودم عاشق بودم

 

درکت می کردم

ashege%20%5BAloneBoy.com%5D%20dgri%20shodei عاشق دیگری شده ای

بوسیدن دست زن

چرا دست زن رو میبوسی؟

از مرد فرانسوی پرسیدند:
چرا دست زن رو میبوسی؟
پاسخ داد: چون زن محترم است و نیمه گمشده مرد را تکمیل میکند


مرد آلمانی به این سوال اینگونه پاسخ داد:
زن مقدس است چون میزاید و ادامه زندگی در اوست


و پاسخ مرد ایرانی:
بالاخره باید از یه جایی شروع کنم دیگه !!!

وقتی عصبی و دلگیری چیکار میکنی .....؟؟؟من خودم گزینه 3



به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست

 

 


 

 

 

 طرح چشمان قشنگت در اتاقم نقش بسته

شعر می گویم به یادت در قفس غمگین و خسته

من چه تنها و غریبم بی تو در دریای هستی

ساحلم شو غرق گشتم بی تو در شبهای مستی

 

 

 

 

 

من تموم زندگیمو پای عشق تو گذاشتم

خرج احساس تو کردم هر چی داشتم و نداشتم

واسه آبی نگاهت دلمو زدم به دریا

سیب ممنوعه رو چیدم مثل آدم واسه حوا

بین خطهای رو دستت خط زندگیمو دیدم

روی بوم کهنه ی دل طرح چشماتو کشیدم

 


 

نمیدونم وقتی این همه بازی تو دنیا هست



چرا آدما با احساس هم بازی میکنن!!!

 

  

 

 قلبم راتقديمت ميكنم تا بداني بي رياترينم
اشكي براي اندوهت مي ريزم تابداني پر احساس ترينم
شوق وصال حس غريبي است
برايت ترسيم ميكنم حس خوشبختي را تا بداني خوشبخت ترينم
موجي از عشق را برساحل وجودت ميفرستم
تا بداني عاشق ترينم وشعرم را تقديمت ميكنم
تا بداني كه من ساده ترينم

 

 

دست گرم تو شفای مرگ من است

لبان مست تو شکوه قلب من است

کجا روم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

به که گویم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

که یک لحظه خنده تو

تمام آرزوی من است

 

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com   تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

 

 

دوستی

  •  

    گنجشکی با عجله و تمام توان به آتش نزدیک می شد و برمی گشت ! پرسیدند : چه می کنی ؟ پاسخ داد : در این نزدیکی چشمه آبی هست و من مرتب نوک خود را پر از آب می کنم و آن را روی آتش می ریزم ! گفتند : حجم آتش در مقایسه با آبی که تو می آوری بسیار زیاد است ! و این آب فایده ای ندارد ! گفت : شاید نتوانم آتش را خاموش کنم ، اما آن هنگام که خداوند می پرسد : زمانی که دوستت در آتش می سوخت تو چه کردی ؟ پاسخ میدم : هر آنچه از من بر می آمد ! دوستی نه در ازدحام روز گم می شود نه در سکوت شب ، اگر گم شد هرچه هست دوستی نیست

  •  
    نایت اسکین



    http://graphicnet.ir/images/gallery/6177/38190.jpg

     
     
    میدانی؟
    به رویت نياوردم 
    از همان زماني که به جاي ” تو ”
    به ” من ”
    گفتي ” شما ”
    فهميدم پاي ” او ” در ميان است!

    تنهايي را ترجيح مي دهم به تن هايی که روح شان با دیگریست

    فراموشی می آید…مثل همین پائیز
    با ابرهای سهمگینش
    دیروز برگ خشکی دیدم
    که نمی دانست
    از کدام شاخه جدا شده
    من یقین دارم فراموشی می آید!!

    باشد هر بار که صدایت کردم جواب نده...! گویا هیچ ندایی از تو برنخواهد خواست....!
    باشد! اینبار، لبانم را دوخته ام! که مبادا بگویم دوستت دارم!
    که هر چه گفتم تنهای ام بزرگتر شد....!

    نه بهار با هیچ اردیبهشتی!
    نه تابستان با هیچ شهریوری!
    و نه زمستان با هیچ اسفندی!
    به اندازه پاییز به مذاق خیابان خوش نمی آید!
    پاییز مهری داشت که بردل هر خیابان می نشست!

    پاییز می رسد ...
    انار نیستم
    که برسم به دست‌های تو ...
    برگ‌ م
    پُر از اضطرابِ افتادن ... !!!

    می گویند شاد بنویس نوشته هایت درد دارند...!
    و من یاد مردی افتادم که در گوشه خیابان، باسازش شاد می زد اما...!
    دلش شور می زد و چشمش تار...!

    این روزها گرگ را از انسان نمی توان تشخیص داد!
    تنها زمانی گرگ را می شناسیم که یا بسیار دیر شده ! یا خود دریده شده ایم!..

    گیسوانم
    نوازش
    دستی را
    می خواهد
    با طعم
    نــــــــــاز…
    نه نیــــــــــــاز…!!!

    درد مرا شمعـــــــــی می فهمد …
    که برای دیدن یـــــــک چیز دیگــــر ،
    آتشـــــــــش زدنــــد …

    وقتـــــی به عقب بر میگردی ؛
    متوجه میشی که جــــــای بعضیا ،
    الان که تو زندگیت خالــــــی نیست هیـــــچ …
    اون موقعشم زیـــــــــــادی بوده … !!!
     
    آدمها برای هم سنگ تمام می گذارند...!
    اما نه وقتی که در میانشان هستی...!
    نه...! درست زمانی که در میان خاک خوابیدی...!
    سنگ تمام را می گذارند و تمام!