بـه بند بند وجود تــو بستــه استـــــ ــــ ـ

با این همه بنــد

چه قـــــ ـــ ـدر از هم دوریـــــــ ــــ ـم" ..


4wulwtgq7qpf5i2k9xfu.jpg

بازیگرموردعلاقتون کدومه؟؟مال من 14-1312-7-3-1-5

 

در کودکی در کدام بازی ، راهت ندادند ،
که امروز ، اینقدر دیوانه وار ،
تشنه ی “بازی کردن” با آدم هایی؟!

 


امام علی (ع):


اگر مردم میدانستند

درون قبرها چه میگذرد


حتی یک گناه هم نمیکردند.

 

 
 
 
 

تو دوست داری با عشقت چیکار کنی؟؟!!



از عجایب عشق همین بس که


تنها آغوش همونی آرومت میکنه که ...


دلت رو به آتیش کشیده !!!
.

تاوان زن بودن

باید باکره باشی...باید پاک باشی...

برای آسایش خاطر مردانی که پیش از تو پرده ها دریده اند...

علتش رانمیدانی فقط میدانی قانون است،سنت است،دین است...قانون و سنت را که میدانی مردان ساخته اند!!!!!!!!!!

اماگاهی در خلوت می اندیشی به مرد بودن خدا و گاهی فکرمی کنی شاید خدارا نیز مردان ساخته اند...

من زنم...

بادستهایی که دیگر دلخوش به النگوهایی نیست که زرق و برقش شخصیتم باشد...

من زنم...

به همان اندازه ازهوا سهم میبرم که ریه های تو پر میشوند...

میدانی درد آور است؟؟؟؟که من آزاد نباشم تا تو به گناه آلوده نشوی...

توخودت بیشتراز من میدانی که قوس های بدنم بیشتراز تفکرم به چشمت می آیند!!!!!!

دردم می آید...باید لباسم راباتوجه به ایمان تو تنظیم کنم........

دردم می آید...درتخت خواب با تمام عقده هایم موافقی وصبح از دنده ی دیگر از خواب بیدارمیشوی و تمام حرف هایت عوض میشود!!!!!!!

دردم می آید...میفهمی؟؟؟؟؟؟میدانی؟؟؟؟؟؟؟؟؟

تفکرفروشی بدترازتن فروشی است............

حیف که فاحشه ی مغزی بودن بی اهمیت تر از فاحشه ی تنی بودن است...

من محتاج درک شدن نیستم!!!!!دردم می آید خرفرض شوم و هربار که آزادی ام رامحدود میکنی میگویی من به تو اطمینان دارم اما اجتماع خراب است...نسل تو هم اصلا باعث این خرابی نبوده و نیست!!!!!

دلم به حال مادرهایمان میسوزد...

بیچاره هایی بودند که حتی میترسیدند باور کنند که حقشان پایمال شده،خیانت نمیکردند نه برای اینکه از زندگی راضی باشند...نه...خیانت هم شهامت میخواست...

نسل تو از مادرهایمان همه چیز را گرفت وبجایش النگو داد...

مادرم از خدا میترسد..از لقمه ی حرام میترسد..ازهمه چیز میترسد.. توهم که خوب میدانی ترساندن بهترین ابزار کنترل است...

دردم می آید...این متن را هم که بخوانی میگویی اغراق است...

دردم می آید که به قول شما تمام زن های اطرافتان خرابند وآنهایی هم که خوب اند همه فامیل های خودتان اند!!!!!!!!!!!

اگر روزی جرات پیداکردی از مادرت بپرس از س.ک.س با پدرت راضی است؟؟؟؟؟

شک نکن که صورتش سرخ میشود و جوابش را حتی به خودش هم نمیدهد....

دردم می آید از این همه بی کسی...دردم می آید...

مکالمه جالب عاشقانه یک پسر و دختر

 

مکالمه جالب عاشقانه یک پسر و <a href="http://tehrankids.com/index.php?do=cat&category=women" title="بخش زنان">دختر</a>

 

 

 

روزی دختری از پسری که عاشقش بود پرسید …:
چرا مرا دوست داری …؟
چرا عاشقم هستی …؟
پسر گفت …:
نمی توانم دلیل خاصی را بگویم اما از اعماق قلبم دوستت دارم …
دختر گفت …:
وقتی نمی توانی دلیلی برای دوست داشتن پیدا کنی چگونه می توانی بگویی عاشقم هستی .!.!.؟
پسر گفت… :
واقعا دلیلش را نمی دانم اما می توانم ثابت کنم که دوستت دارم …
دختر گفت …:
اثبات.!.!.؟
نه من فقط دلیل عشقت را می خواهم …
شوهر دوستم به راحتی دلیل دوست داشتنش را برای او توضیح می دهد…
اما تو نمی توانی این کار را بکنی …
پسر گفت …:
خوب …
من تو رو دوست دارم …
چون …
زیبا هستی…
چون…
صدای تو گیراست …
چون…
جذاب و دوست داشتنی هستی…
چون …
باملاحظه و بافکر هستی …
چون …
به من توجه و محبت می کنی …
تو را به خاطر لبخندت …
دوست دارم …
به خاطر تمامی حرکاتت…
دوست دارم …
دختر از سخنان پسر بسیار خشنود شد …
چند روز بعد …
دختر تصادف کرد و به کما رفت…
پسر نامه ای را کنار تخت او گذاشت…
نامه بدین شرح بود …:
عزیز دلم …
تو رو به خاطر صدای گیرایت دوست دارم …
اکنون دیگر حرف نمی زنی …
پس نمی توانم دوستت داشته باشم …
دوستت دارم …
چون به من توجه و محبت می کنی …
چون اکنون قادر به محبت کردن به من نیستی…
نمی توانم دوستت داشته باشم…
تو را به خاطر لبخندت و تمامی حرکاتت دوست دارم …
آیا اکنون می توانی بخندی …؟
می توانی هیچ حرکتی بکنی …؟
پس دوستت ندارم …
اگر عشق احتیاج به دلیل داشته باشد…
در زمان هایی مثل الان…
هیچ دلیلی برای دوست داشتنت ندارم…
آیا عشق واقعا به دلیل نیاز دار…؟
نه هرگز…
و من هنوز دوستت دارم