وصیت نامه آرزویکا
این روزها همـــه آدمها درد دارند ؛
درد پول . . . درد عشـــق . . . درد تنهائی . . .
این روزها چقــــدر یادمان می رود زندگی کنیم



من زن هستم و تو مرد ..
اما ....
نگران نباش به کسی نخواهم گفت ؛
اما ....
نگران نباش به کسی نخواهم گفت ؛
که در پس مشکلات و درد هایی که تو برایم ساختی و تحمل کردم ،در پسنامردی و نامهربانی که دیدم و دم نزدم !
در پس بی معرفتی هایی که دیدم و معرفت به خرج دادم ....
در پس خيانتهايي كه ديدم و سكوت كردم ...
من " مــــــــــــــ ــــــــــــــ ـ ــــرد " تر بودم.......
نه تو

آنقدر پیش این و آن از خوبــــــــی هایش گفتم
که وقتی سراغش را می گیرند شرم
دارم بگویم تنهایــــــــم
گذاشت..

یکی "بهتر از من"پیدا کرد!!
در حالی که"به صد تا بهتر از او"
در حالی که"به صد تا بهتر از او"
گفتم:"یکی" دارم....!!
دارم جایی زندگی میکنم که هرزگی مد ،بی آبرویی کلاس،مستی و دود
تفریح،دزد بودن و لاشخوری و گرگ بودن رمز موفقیت…
وقتی ب اینا فکر میکنم میبینم جهنم همچین جای بدی نیست.
خارپشتی شده ام که تیغهایش دنیای امنی برایش ساخته
اما حسرت نوازشی عاشقانه تا ابد بر دلش مانده
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 8:43 توسط آرزو
|
اینجا در قلب من حد و مرزی