حالم راپرسیدند ، گفتم رو به راهم !
نمی دانند رو به راهی هستم...
که تو رفته ای........
چقدر دلم برایت تنگ شده

آنقدر که فقط نام زیبای تو در آن جای می گیرد

عزیز من ، قلب من

ای کاش می شد اشک های طوفانی ام را قطره قطره جمع کرد

تا تو در دریای غم آلود آن غروب چشمانم را نظاره کنی

ای کاش می شد فقط یک بار

فریاد بزنم

دوستت دارم

و تو صدایم را می شنیدی

نمی دانم چطور ، کجا و چگونه باید به تو برسم؟

ای کاش به جای عکس زیبایت

وجود نازنینت پیش رویم بود

و حرف های نا گفته ام را می شنیدی

به راستی که تو اولین عشق راستینم هستی

شاید در گذشته هرگز اینچنین عاشق نشده بودم
نیازمند چیزی بودم که باورش کنم
نگاهت بر من افتاد و باور کردم

خواهان کسی بودم که باورش کنم
خود و رویا هایت را با من تقسیم کردی

و باورت کردم
اما آنچه که به راستی نیازمندش بودم

باور کردن خود بود
مرا به دنیای درونت بردی و با اکسیر عشق یاریم کردی

و به برکت توست که امروز زنده ام لمس می کنم و باور دارم
کسی چیزی یا خود را
آری تنها به خاطر وجود توست