بعدازطلاق
بعدازطلاق آسمان هیچ وقت به قشنگی آسمان سابق نیست.بعدازطلاق آدمهاکلاعوض میشوند.ازهم پاشیدن زندگی خیلی سخته.اکثرآدمهابعدازطلاق دچارافسردگی میشوند.زنی که طلاق میگیرد ازهمه مردهانفرت پیدا میکندوبه اطرافیانش اعتماد ندارد.اکثرزنها بعدازطلاق به این خاطرازدواج نمیکنندکه دیگرنمیتوانندبه هیچ مردی اعتمادپیداکنندوتاآخرعمرتنها زندگی میکنند.انسان بعدازطلاق وقتی برمیگردد پیش خانواده اش فکرمیکند که موجودی اضافه است درجمع خانواده وهمه خانواده به دیده نفرت به اومی نگرند.اکثرآدمهابعدزطلاق دچار سردرگمی میشوند ونمیتوانند راه زندگیشان رابه درستی انتخاب کنند.بعضی ها بهترین راه ها راانتخاب میکنند ونمیخواهند اشتباه گذشته را تکرار کنند.ودرزندگی هم خیلی موفق میشونداما دسته دوم آدمهابه فکرانتقام ازجنس مخالف می افتند که درنتیجه دودشان توچشم خودشان میرود.دسته سوم هم مثلاخانمها چون طلاق گرفته اند ونیازی به اجازه پدرومادر ندارندهرغلطی دوست دارندمیکنندمثلاهمزمان باچندین مردثروتمندازدواج موقت میکنندتا پول زیادی رابدست بیاورند تابا این پولها تاآخرعمرراحت زندگی کنندبه نظرمن این دسته از افراد جامعه پست ترین موجودات هستند.انسان به خاطرپول دست به هرکاری نمیزندتنها آبروی خودفردنیست که میرود خانواده آنها چه گناهی دارند که باید تقاص حماقت آنها راپس بدهند.شایعترین چیزی که درافرادپس از طلاق مشاهده شده است افسردگی ونفرت شدیدشان نسبت به آدماست.واین دسته از افرادازخودشان نیز بدشان میاید وزمین وزمان رادرموردطلاقشان مقصرمیدانندواز آینده ای مبهم هراس دارند.واقعاخیلی سخته پاشیده شدن یک زندگی از هم بیاییدازهمین جاسعی کنیم حداقل باعث وبانی پاشیده شدن زندگی مردم از هم نباشیم.بچه های معصوم گناهی ندارند که دراین جامعه ای که پرازگرگهای انسان نما هستند بزرگ شوند آنها نیازمند محبت پدرومادرشان هستند تاباجامعه ای که توش زندگی میکنندبیشتر آشنا شوندهو.ای طلاق گرفته ها رابیشترداشته باشیم.
منبع:آرزویکا


اینجا در قلب من حد و مرزی