زانو نخواهم زد.....
حتي اگرگرمايي بودم هميشه . ولي بين خودمان بماند سرمايي ميشوم وقتي پاي آغوش تو در ميان باشد....
حتي اگرگرمايي بودم هميشه . ولي بين خودمان بماند سرمايي ميشوم وقتي پاي آغوش تو در ميان باشد....
سقف آسمان از قامتم کوتاه تر باشد......
صداي زندگي را ميشنوم…
همــــــــــــــه جـــــــــــــــــا…
فـــرا مي خـــــواند مـــا را…
تـــــــو را!
بـــــراي در آغـــوش کشيـــــدن معــــشوقت…
مـــــرا!
بـــــــراي در آغوش کشيــــدن زانـــــوي غـــــــــم…
..........
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم بهمن ۱۳۹۱ ساعت 11:7 توسط آرزو
|
اینجا در قلب من حد و مرزی