‏

 

شب آرامی بود
می روم در ایوان، تا بپرسم از خود
زندگی یعنی چه؟
مادرم سینی چایی در دست
گل لبخندی چید ،هدیه اش داد به من
خواهرم تکه نانی آورد ، آمد آنجا
لب پاشویه نشست
پدرم دفتر شعری آورد، تکيه بر پشتی داد
شعر زیبایی خواند ، و مرا برد، به آرامش زیبای یقین
:با خودم می گفتم
زندگی، راز بزرگی است که در ما جاریست
زندگی فاصله آمدن و رفتن ماست

 رود دنیا جاریست

رئیس بانک به مشتری میگه: برای گرفتن وام باید به 2 سوال پاسخ بدی 1- شب جمعه شما لباس خانم رو در میاری یا خودش؟ مشتری : من در می یارم رئیس بانک: حالا سوال بعدی 2 : کارتون که تموم شد کی لباس رو تنش میکنه؟ مشتری: خودش... رئیس بانک: متاسفم وام به شما تعلق نمی گیره !!! مشتری: چرا ؟ رئیس بانک: چون خرتون که از پل گذشت پول ما رو هم دیگه نمی دی ! :)‏"

 

اسمهای مجازی...
تصویر های مجازی...
مشخصات مجازی...
و در بین این همه چیزهای مجازی...
تنها یک چیز حقیقت دارد
"تنهایی من و تو"

 

 

‏اون چیه كه زنها میدن مردها میکنن؟ . . . . . "دق" . . . . . . . اون چیه كه مردها ها میدن زنها میخورن؟ . . . . . . . . . "حرص" . . . . . . . . اون چیه كه مردها در میارن زنها میخورن؟ . . . . . . . . . . "پول" . . . . . . . . . اون چیه كه زنها باز می كنند مردها میذارن توش؟ . . . . . . . . "حساب بانکی" . . . . . . . . اون چیه كه باعث شده تو با اشتیاق این مطلب رو بخونی؟ . . . . . . . . . "ذهن منحرف" . . . . . . اون چیه که من میخوامو شما نمیدین؟ . . . . . لایک