جک
دوتا لر رو بردن جهنم فرداش با لباس سیاه و کثیف برگشتن،پرسیدن چرا اینجور
شدین؟ گفتن : خدا وکیلی کار دو نفر نبود ولی خاموشش کردیم
ای کسانیکه ایمان آورده اید، ایمان را برای من هم بیاورید- امام جمعه قزوین
لره به یهودیه میگه چرا شما اینقدر پولدارین؟ میگه: خدا یه چک نوشت داد به
موسی اونم نقد کرد داد به ما. بعد یهودیه میگه شما چرا اینقدر فقیرین؟ لره
میگه: خدا یه چک نوشت داد به محمد ، محمد داد به علی علی داد به حسن
حسن داد به حسین حسین داد به زین العابدین همینجوری رسید به آخری که
اونم غیبش زده حالا میگن شاید این جمعه بیاید شاید آن جمعه بیاید جمعه هام
که بانک تعطیله
پیغام قزوینی ها به رییس جمهور : مردی به ما پشت کن ! چرا به آقا پشت میکنی؟
فارسه از لره میپرسه : چرا روده انسان پیچ پیچیه؟ لره میگه خانت آباد اگه
گوز سر این پیچا سرعتش کم نشه که کونتو پاره میکنه
رشتیه میره خونه می بینه یه مرده وایساده تو حیاط میگه: خانم جان این کیه؟
زنش میگه: ابو ریحان بیرونی بعد میبینه یه مرد لخت پشت تخته میگه: خانم
جان این دیگه کیه؟ میگه بابا طاهر عریان . شب که میشه مرده می بینه یه مرد
با چراغ قوه اومد تو خونه به زنش میگه: خانم جان پاشو که شیخ فضل الله نوری
اومده باهات کارداره
لجبازی لره با خدا : ابر میفرستی بارون نمیدی؟ منم وضو میگیرم می گوزم
به لره میگن : بدبخت به گا رفتی میگه: فکر نمیکنم !همه میگن به بابات رفتی
.gif)

شدین؟ گفتن : خدا وکیلی کار دو نفر نبود ولی خاموشش کردیم
ای کسانیکه ایمان آورده اید، ایمان را برای من هم بیاورید- امام جمعه قزوین
لره به یهودیه میگه چرا شما اینقدر پولدارین؟ میگه: خدا یه چک نوشت داد به
موسی اونم نقد کرد داد به ما. بعد یهودیه میگه شما چرا اینقدر فقیرین؟ لره
میگه: خدا یه چک نوشت داد به محمد ، محمد داد به علی علی داد به حسن
حسن داد به حسین حسین داد به زین العابدین همینجوری رسید به آخری که
اونم غیبش زده حالا میگن شاید این جمعه بیاید شاید آن جمعه بیاید جمعه هام
که بانک تعطیله
پیغام قزوینی ها به رییس جمهور : مردی به ما پشت کن ! چرا به آقا پشت میکنی؟
فارسه از لره میپرسه : چرا روده انسان پیچ پیچیه؟ لره میگه خانت آباد اگه
گوز سر این پیچا سرعتش کم نشه که کونتو پاره میکنه
رشتیه میره خونه می بینه یه مرده وایساده تو حیاط میگه: خانم جان این کیه؟
زنش میگه: ابو ریحان بیرونی بعد میبینه یه مرد لخت پشت تخته میگه: خانم
جان این دیگه کیه؟ میگه بابا طاهر عریان . شب که میشه مرده می بینه یه مرد
با چراغ قوه اومد تو خونه به زنش میگه: خانم جان پاشو که شیخ فضل الله نوری
اومده باهات کارداره
لجبازی لره با خدا : ابر میفرستی بارون نمیدی؟ منم وضو میگیرم می گوزم
به لره میگن : بدبخت به گا رفتی میگه: فکر نمیکنم !همه میگن به بابات رفتی
.gif)

+ نوشته شده در جمعه شانزدهم تیر ۱۳۹۱ ساعت 22:31 توسط آرزو
|
اینجا در قلب من حد و مرزی