جملات دلتنگی

 

 

جمـــــــ ـــلات عاشـــ ــ ـــقانه

چه کسی برای عشق بازی من…



شعر اتل متل خواند…



که پایت را به راحتی از زندگیم ورچیدی….

روزیــــــــــ میرســــــــــد که با لبخند تــــــــــو بیدار میشوم
این روز هر زمان که میخواهد باشد
فــــــــــقط باشد !!!

خنده ام میگیرد…



از اینکه…



هنوز بهت فکر میکنم…



خدایا کمکم کن…



خسته شده ام…



وقتی مال من نیست…



چرا تو فکرمه…!!!

دنبال بهانه نباش عزیزکم

چشم که گذاشتم

برو و هر وقت خواستی برگرد

من تا بی نهایت شمردن می دانم !

مگه قلب من بت بود..!!!



که خدا تو را …



برای شکستنش فرستاد….؟؟؟



چرا؟؟؟!!!
 
بعضی وقتا هست که دوس داری کنارت باشه…
محکم بغلت کنه…
بذاره اشک بریزی راحت شی….
بعد آروم تو گوشت بگه: ” دیوونه من که باهاتم “

خـــودکــشی کـــارِ آسونــیه. . . اگــه مــردی زنـــدگی کُـــن. . .

ســـیگارش را مــی گــذارد زیــر لبــش و مـــی گــوید:

آتـــیش داری؟!

جــواب مــیدم:

تــوی جــیــبــم کــه نــه. . .

تـــو”دلــــم“چـــرا. . .

بــه کــارت مــی آیــد؟؟؟

هنوز هم ، حوالی خواب های

شبانه ام پرسه میزنی

لعنتی !!

دیر وقت است ، آرام بگـــــــیر


بُگذار یک امشب را آسوده بخوابم……
گفتند عینک سیاهت را بردار
دنیا پر از زیباییست!!!
عینک را برداشتم..
......

وحشت کردم از هیاهوی رنگها
عینکم را بدهید
میخواهم به دنیای یکرنگم پناه برم

با فنجانی چای هم میتوان مست شد ،
اگر اویی که باید ؛
باشد...

اگر تو نبـــودی
مــن
بی دلـــیل ترین اتفـــاق زمیـــن بــودم
تو هـــستی
و مـــن
محکـــمترین بهـــانه ی خلقت شـــدم ...

پیچک می شوم

وحشی !!

می پیچم

به پر و پای ثانیه هایت

تا حتی نتوانی

آنی

بی من

" بودن" را

زندگی کنی...!!!...

گـــــاهی ارزش واقعی یک لحظه را
تــــا زمــــانــی که به یک "خـاطره" تبدیل شود نمی‌فهمیم!

راستـش را بگو
نکند تو همان “این نیـز” هستی
که همیشه می گذری . . . ؟

 
 
دلمـ ، یڪ ڪوچه میخـواهد

بے بن بستــ..

و یڪـ خـدا ڪه باهم ڪمے راه برویمـ .


آنقدر مراسرد کردی :

از خودت...............ازعشق

که حالابه جای دلبستن؛ یخ زده ام

آهای !!!!! روی احساس من پانگذارید

لیز میخورید
 
 
 
 

شعری زیبا درمورد دانشگاه

 

[تصویر:  233405_300.jpg]

شعری زیبا در مورد دانشگاه

اهل دانشگاهم رشته ام علافی‌ست جیب‌هایم خالی‌ست

پدری دارم حسرتش یک شب خواب! دوستانی

همه از دم ناباب و خدایی که مرا کرده جواب اهل دانشگاهم قبله ام استاد است

جانمازم نمره! خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست من نمی‌دانم که چرا می‌گویند

مرد تاجر خوب است و مهندس بیکار و چرا در وسط سفره ما مدرک نیست

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید باید از مردم دانا ترسید! باید از قیمت دانش نالید

کاش هرگز نمیدیدمت

از کسی که دوستش داری ساده دست نکش !

شاید دیگه هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی

و از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن

چون شاید

هیچوقت

هیچ کس

تو رو به اندازه اون دوست نداشته باشه !!

کاش هرگز نمیدیدت تا امروز غم ندیدنت را بخورم.کاش لبخندهایت انقدرزیبانبودندکه اکنون ارزوی دیدن تنها یک لحظه از لبخندهای عاشقانه ات راداشتم.کاش چشمان معصومت به چشمانم خیره نمیشدتاچشمان من به یاد آن لحظه بهانه نگیرندو اشک نریزند


تک ستاره ی آسمان من تومیدانی که آسمان من فقط نور تورا دارد پس افول مکن پس نورت را دریغ مکن بتاب بر من وبا درخششت دل و جانم رامنورساز.نمیدانی چقدر دلم برای سوسوزدنهایت تنگ شده مهتاب من شب سیاهم را غرق درروشنی وسرور بنما.


ترنم زیبای زندگی در نگاه تو هویداست ودرلرزش صدای دلنشینت طنین انداز گشته است آن هنگام که بر بستر خیالم نجوا میکنی وحرفهای شیرین و امیدوارکننده بر لبانت جاری میشود وسخن از مهر به میان می آوری جان دوباره بر کالبدم میدمی عشق من پریشانیت را نبینم.این آرزوی قلبی من است.پس ترانه ام باش وجاری باش در نهروجودم…که زنده به وجود توام…..


نیمه ی دیگر وجودم……وقتی با تو هستم….دیگر هیچ نمیخواهم.تو تنها با حضورت و این که بودی خودت بودی..معنای عشق را به من تشنه نمایاندی..معنای زتده بودن من با تو بودن است .نزدیک…..دور……رها…..اسیر…….دلتنگ…..شاد..معنای عشق نیز در سرنوشت من با تو…همیشه باتو بودن است وبرای تو زیستن است.


از سر دلتنگی از سر درد مینویسم .کاش دلی نبود.خدای من.این چه دلی است آه خدای من کاش دلم وسعتی نداشت کاش به اندازه ی کف دستی بود که به آنی میشد آنرا بست چرا دلم دریایی شدکاش در چشمانم رازدلم نهفته نبود…..کاش در دلم رنجی نبود..کاش بی تاب وبی خواب نبودم.وای بر ای کاشهایم….تنهایم مگذار.


بگذار خطهای تیره را از نوشته هایم پاک کنم و حرف هایم را در اب رودخانه ای که از کنار نفسهای تو میگذرد بشویم.می خواهم خودم را برای رسیدن به تو اماده کنم.هر روز صدایم را صیقل می دهم روحم را به باغستانهای لیمو می برم و دل ساده ام را از سینه بیرون می اورم تا ببینی چقدر دوستت دارم…


زیبایی دنیا را تنها آن لحظه که به چشمان تو نگریستم دریافتم و از آن پس هیچ لحظه ای از عمرم بدون اندیشه تو سپری نشد.اگر عمر من تنها یک شب باشد آرزو دارم همان یک شب را با تو بگذرانم چرا که محبوبم این دنیا تنها هنگامی زیباست که در کنار تو باشم.عشق من تمنای زندگی با تو را در دل دارم و دوست دارم هر شب در عشق تو ذوب گردم.من دل بسته عشق تو شدم و دیدی که به عشقت پاسخ دادم.تو اجازه دادی که عشقت را در دل احساس کنم.پس با قلبم تو را صدا میزنم …


همه دوست دارند چشمهایشان را بگشایند و آنچه دوست دارند ببینند و در این حسرت، اندوهگینند اما من نه هر لحظه که چشمهایم را به روی تمام دنیا می بندم تو را میبینم به شادی حضور همیشگی ات در تک تک سلولهای روح و جسمم دنیا را از چشم تو  نگاه میکنم و همه چیز دلپذیر میشود دنیا را آنطور که هست می پذیرم و می بینم زیرا تو با منی یگانه ام


رویایی دیدم رویایی غریب … در رویا یک آرزوی من بر آورده می شد هر آرزویی که می خواستم.اما من آرزوی ثروت یا خانه ای با شکوه نکردم و آنچه که آرزو کردم تنها یک روز دیگر بودن در کنار تو بود.یک روز دیگر، زمانی دیگر، غروبی دیگر در کنار تو و آنگاه شاید راضی می شدم.اما می دانم که همان یک روز با تو بودن باز هم در دل من تمنای یک روز دیگر با تو به سر بردن را بر جای می نهد.قبل از هرچیز دعا می کردم زمان به آرامی سپری شود.تو را ثانیه به ثانیه در آغوش می گرفتم و میلیون ها بار می گفتم دوستت دارم ، دوستت دارم و این تمامی آن کاری بود که من در آن یک روز با تو می کردم.روزی دیگر زمانی دیگر غروبی دیگر و آن گاه شاید راضی می شدم …

ouch!


تقصیر سرنوشت ” به با تو بودن عادت کرده ام گاه و بی گاه به خوبی هایت به مهربانی هایت خو گرفته ام اما تو از رفتن و جدایی می گویی و من پر از هراس و دلهره ……. می خواهی بروی ؟ باید جلوی ساعت زمان را بگیرم اما نه نمی توانم ، دستم به ساعت زمان نمی رسد …… به ماه گفتم : تومی خواهی از پیشم بروی ماه زیر گوشم آهسته نجوا کرد : لحظه ی دیدار نزدیک است دوباره گفتم : پس غم دوری اش را چه کنم ؟ …


سلطان قلبم کاش باور داشتی که همیشه در قلب منی عاشقانه دوستت دارم تا بی نهایت … کاش باور داشتی که در جنگل همیشه سبز خاطراتم تک درخت یادت را همیشه جنگلبان خواهم بود … کاش باور داشتی که غم غصه هایم را مرحمی جزء تو التیام نخواهد بخشید … کاش باور داشتی که تک فانوس شبهای بی ستاره ام هستی … سلطان قلبم بیا که دیگر زمانی نمانده است برای باور دوباره زندگی … پس دستم را بگیر و التماس دستم را بپذیر…

 

خسته شدم

زندگي قشنگه اگه با تو باشه... مرگ قشنگه اگه براي تو باشه... دلتنگي قشنگه اگه به

خاطر تو باشه... من قشنگم اگه با تو باشم اما تو هرجور که باشي قشنگي

***************

عشق هرگز قادر به تملک نیست. عشق آزادی بخشیدن به دیگری است. هدیه ای نامشروط است،
عشق معامله نیست

***************

با تو از خاطره ها سرشارم. با تو تا آخر شب بیدارم . عشق من دست تو یعنی خورشید. گرمی دست تو را کم دارم . . .



همیشه وقتی گریه می کنی اونی که آرومت میکنه دوستت داره اما اونی که با تو گریه

نگاهت را به کسي دوز که قلبش براي تو بتپه چشمانت را با نگاه کسي اشنا کن که زندگي را درک کرده باشه سرت را روي شانه هاي کسي بگذار که از صداي تپشهاي قلبت تو را بشناسه آرامش نگاهت رو به قلبي پيوند بزن که بي رياترين باشه لبخندت را نثار کسي کن که دل به زمين نداده باشه رويايت رو با چهره ي کسي تصوير کن که زيبايي را احساس کرده باشه چشم به راه کسي باش که تو را انتظار کشيده باشه اما عاشق کسي باش که تک تک سلولهاي بدنش تقدس عشق را درک کند

 

خسته شدم مي خواهم در آغوش گرمت آرام گيرم.خسته شدم بس كه از سرما لرزيدم... بس كه اين كوره راه ترس آور زندگي را هراسان پيمودم زخم پاهايم به من ميخندد... خسته شدم بس كه تنها دويدم... اشك گونه هايم را پاك كن و ب

حقیقت انسان به انچه اظهار میکند نیست
بلکه حقیقت او نهفته در ان چیزی است که از اظهار ان عاجز است
بنابراین اگر خواستی او را بشناسی
نه به گفته هایش بلکه به ناگفته هایش گوش بسپار
□□□
اعتبار هر کس زندگانی اوست و
عشق تنها سند آن است
□□□
تلخترین لحظات را کسی میسازد
که شیرین ترین لحظاتشو ساختی
□□□
ای کاش به دل کسی پا نمی گذاشتیم و
کسی به دلمون پا نمی گذاشت
ای کاش اگه کسی به دلمون پا گذاشت دیگه
دلمون تنها نمی گذاشت
ای کاش اگه یه روز دلمون رو تنها گذاشت
رد پاشو روی دلمون جا نمی گذاشت
□□□
وقتی کسی رو دوست داری حاضری جون فداش کنی
حاضری دنیا رو بدی فقط یه بار نگاش کنی
به خاطرش داد بزنی رو همه چی خط بکشی
حتی رو برگ زندگی
وقتی کسی تو قلبته حاضری دنیا بد باشه
فقط اونی که عشقته عاشقی رو بلد باشه
قید تموم دنیا رو به خاطر اون میزنی
خیلی چیزا رو میشکونی تا دل اون رو نشکونی
حاضری بگذری از دوستهای امروز وقدیم
...اما وقتی میبینی!

ر پيشانيم بوسه بزن... مي خواهم با تو گريه كنم ... خسته شدم بس كه... تنها گريه كردم... مي خواهم دستهايم را به گردنت بياويزم و شانه هايت را ببوسم...خسته شدم بس كه تنها ايستادم


 

مطالب بسیار جالب وآموزنده

940 تصاویر دیدنی از یک خر اسپرت!!
 

کشاورزی الاغ پیری داشت که یک روز اتفاقی به درون یک چاه بدون آب افتاد. کشاورز هر چه سعی کرد نتوانست الاغ را از درون چاه بیرون بیاورد.

پس برای اینکه حیوان بیچاره زیاد زجر نکشد، کشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاک پر کنند تا الاغ زودتر بمیرد و مرگ تدریجی او باعث عذابش نشود.

مردم با سطل روی سر الاغ خاک می ریختند اما الاغ هر بار خاک های روی بدنش را می تکاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاک زیر پایش بالا می آمد، سعی می کرد روی خاک ها بایستد.

روستایی ها همینطور به زنده به گور کردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینکه به لبه چاه رسید و در حیرت کشاورز و روستائیان از چاه بیرون آمد …

نتیجه اخلاقی : مشکلات، مانند تلی از خاک بر سر ما می ریزند و ما همواره دو انتخاب داریم: اول اینکه اجازه بدهیم مشکلات ما را زنده به گور کنند و دوم اینکه از مشکلات سکویی بسازیم برای صعود

عجیب ترین اتفاقها

 

بارداری دسته جمعی در مدرسه ای آمریکایی!

 

بارداری دسته جمعی در مدرسه ای آمریکایی!
 

دراقدامی بی سابقه و عجیب 17 دختر شانزده ساله در یک دبیرستان آمریکایی بایکدیگر عهد کرده اند که خود را باردار کنند و سپس با یکدیگر کودکانشان راتربیت کنند.
به گزارش"جهان" به نقل از شیعه آنلاین، در همین راستا مجله "تایم" به نقلاز "ژوزف سولیفن" مدیر دبیرستان "گلوسیستر" در ایالت "ماساچوست" نوشت: پساز بررسی های انجام شده پی بردیم که این "بارداری دسته جمعی" در پی یک عهدو پیمان که میان این دختران شانزده ساله صورت گرفته، انجام شده است."تایم" در ادامه نوشت: آمار و ارقام نشان می دهد تعداد دختران باردار شدهدر این مدرسه در سال تحصیلی 2007 – 2008 چهار برابر آمار در تاریخ مشابهسال گذشته است.
مدیر این دبیرستان در ادامه سخنان خود افزود: پس از بررسی های انجامشده مشخص شد که پدران کودکانی که قرار است تا چند ماه آینده به دنیابیایند، نوجوانانی هستند که سن آنان از 24 سال فراتر نرفته و هیچ کدامخانه و کاشانه ای برای خود ندارند

 

درازترین بینی دنیا با 14 سانتی متر قد

درازترین بینی دنیا با 14 سانتی متر قد
 

مرد 80 ساله ترکیه‌ای با 14 سانتی‌متر بینی، صاحب درازترین بینی دنیاست! این مرد اهل استان اردو در ترکیه محمت گل نام دارد و همسایگان او را با نام دده پینوکیو خطاب می‌کنند!! دده پینوکیو شکایت خاصی از بینی درازش ندارد و اقوامش هم می‌گویند به این مرد بینی دراز عادت کرده‌اند.
وی که تاکنون در مسابقات درازی بینی شرکت نکرده است گفته است: “افرادی که در این مسابقات برنده شده‌اند بینی شان بین 8 تا 9 سانتی‌متر طول دارد. اگر من شرکت می‌کردم قطعا برنده این مسابقات می‌شدم چرا که تاکنون درازتر از بینی خودم ندیده‌ام!”
سال گذشته شخص دیگری با نام محمت اوزیورک با بینی‌ای به درازی 8.8 سانتی‌متر اسم خود را در کتاب رکوردهای گینس ثبت کرده بود.

باورت کردم

حالم راپرسیدند ، گفتم رو به راهم !
نمی دانند رو به راهی هستم...
که تو رفته ای........
چقدر دلم برایت تنگ شده

آنقدر که فقط نام زیبای تو در آن جای می گیرد

عزیز من ، قلب من

ای کاش می شد اشک های طوفانی ام را قطره قطره جمع کرد

تا تو در دریای غم آلود آن غروب چشمانم را نظاره کنی

ای کاش می شد فقط یک بار

فریاد بزنم

دوستت دارم

و تو صدایم را می شنیدی

نمی دانم چطور ، کجا و چگونه باید به تو برسم؟

ای کاش به جای عکس زیبایت

وجود نازنینت پیش رویم بود

و حرف های نا گفته ام را می شنیدی

به راستی که تو اولین عشق راستینم هستی

شاید در گذشته هرگز اینچنین عاشق نشده بودم
نیازمند چیزی بودم که باورش کنم
نگاهت بر من افتاد و باور کردم

خواهان کسی بودم که باورش کنم
خود و رویا هایت را با من تقسیم کردی

و باورت کردم
اما آنچه که به راستی نیازمندش بودم

باور کردن خود بود
مرا به دنیای درونت بردی و با اکسیر عشق یاریم کردی

و به برکت توست که امروز زنده ام لمس می کنم و باور دارم
کسی چیزی یا خود را
آری تنها به خاطر وجود توست
 

خیال

زیرزبان خیالم را میکشی؟

زبانم سفت است...نم پس نمیدهد...

اگر حرفهایم گفتنی بودند که صدبار امده بودی...
خاصیت عشق همین است...

که تو از دلتنگی یک نفر جانت به لبت امده باشد..
واو خود را بزند به کوچه علی چپ...

ولی باور کن ظرفیت کوچه علی چپ من تکمیل است...

تستی جالب بااین عکس

تستی جالب با عکس این دختر خانم


تست هوش,تست هوش جالب,تست هوش سخت

به مدت تقریبی ۳۰ ثانیه بر روی ستاره قرمز رنگ خیره شوید.

سپس روی یک دیوار یا کاغذ سفید نگاه کرده و مرنب پلک بزنید. نتیجه خیلی جالب خواهد بود!